سه شنبه ۳۰ عقرب ۱۳۹۶
صفحه نخست / سیاست / به کجا چنین شتابان!!

به کجا چنین شتابان!!

 

“به لحاظ خدا، همی تقسیمات مقامات حکومتی را قومی نسازید. چون آنهایی که از غرب میایند، از این همه زجر و محنتی که ما و شما بخاطر حفظ وحدت ملی و تمامیت ارضی این خاک کشیده‌ایم نه تنها بی خبر اند، بلکه حسد هم میخورند. اگر مسایل قومی شود، کسانی مانند ما که در ۵ سال مقاومت با شما بودیم و زیر بیرق آمرصاحب با طالبان و پاکستانی ها جنگیدیم را یکی یکی از بین خواهند برد. آن‌هایی که در چارچوب پروژه های کشورهای غربی به افغانستان میایند، از این مملکت و واقعیت های آن چیزی بجز از قوم گرایی و تعصب نمیدانند و ایدیولوژی دیگری ندارند که پایبند آن باشند، آنها دموکراسی، دموکراسی می‌گویند، پول های زیاد خارجی را می‌خورند، اما غم این خاک و این مردم را ندارند. اگر شما هم به قوم گرایی روی بیاورید، شک نداشته باشید که این‌ها همۀ ما را بجرم این‌که با طالبان جنگیده ایم وقتی به کندهار برویم و بین مردم خود باشیم ما را با هزار توطیه و نیرنگ خواهند کشت.”

این جمله‌ها از فحوای سخنان شهید خان محمد خان از فرماندهان جبهه مقاومت از حوزه لوی کندهار، پس از سقوط حاکمیت طالبان و تاسیس اداره موقت در کشور، در نشستی که به منظور رایزنی در باره گزینش وزیران و مسوولان ارشد اداره موقت برگزار شده بود، خطاب به یکی از بزرگان جبهه مقاومت «نام شان محفوظ» نقل قول شده است.

این‌که این صحبت ها در آن زمان چقدر جدی گرفته شد یا نشد، به کنار؛ اما شهادت رازناک خان محمد مجاهد فرمانده پیشین پولیس کندهار در سال ۱۳۹۰ و ده ها تن از همسنگران او و سنگرداران مقاومت در سراسر کشور، رهایی هزاران زندانی طالب که هنگام ارتکاب جنایت علیه دولت و مردم بازداشت شده بودند، حاتم بخشی های بیشرمانۀ کرزی از خون مردم افغانستان به طالبان می باشد. فرمایشات کرزی به روایت رابرت گیتس که دشمن اصلی او “شمالی تلوالی” است نه طالبان و در فرجام رسوا سازی دموکراسی از طریق مهندسی نتیجه انتخابات ۹۳ به نفع غنی، حقانیت این دیدگاه های شهید خان محمد خان را به اثبات میرساند.

دردناک تر و استخوان سوز تر از همه این‌ست که آقای غنی در زمان تبلیغات انتخاباتی خویش “تامین وحدت ملی در زندان ها” را شعار داد و در حدود سه سال عمر حکومت وحدت ملی، در قوم گرایی و برخورد عصبیت آمیز و انحصار طلبانه او به نفع یک حلقه خاص از فاشیست های از غرب برگشته، روی دست حامد کرزی آب تطهیر ریخت.

در این مدت تلاش های غنی و همراهان او جهت تسخیر ساختار های قدرت، دور زدن گفتمان وحدت ملی، به حاشیه راندن توافق نامه سیاسی حکومت وحدت ملی، تک روایتی جلوه دادن پارادایم سنتی قدرت بر محور قومیت، متمرکز بوده است.

افزون برآن مصرف بی رویه و بی شرمانۀ پول های سیاه و سفید از انبان دولت، برای  بدنام سازی، انزوا و انتساب داکتر عبدالله به باندهای جنگ سالار، شبکه های فساد، مافیا، متهم کردن او به مزاحمت در روند “حکومت داری مدرن و تکنوکرات” و در نتیجه تعضیف جایگاه سیاسی او از هدف های اساسی شاخۀ پرساز و برگ اشرف غنی در حکومت وحدت ملی بوده که به مراتب جدی تر از مسایل امنیتی و ثبات سیاسی در کشور به آن پرداخته شده و زمان و هزینه صرف آن شده است.

در این میان با استخدام شماری از فولبرایتر های فاقد دیدگاه سیاسی چشم و گوش بسته در پیوند با اوضاع سیاسی و مناسبات اجتماعی کشور در موقعیت های میانی بدنه حکومت، پیش برد برنامه های خود را در سطح ملی و بین المللی تاحدودی شکل و سیمانی جوان محور بخشیده و با عوام فریبی نسل نو افغانستان را اغفال میکنند.

یکی از موفقیت های بزرگ تمامیت خواهان قومی – در سایۀ تسامح کسالت بار داکتر عبدالله در درون نظام – آوردن گلبدین حکمتیار به کابل بوده است که ظاهرن به تقویت وجهۀ مهمانان برگشته از غرب در ساختار های قبیله یی مناطق جنوب، جنوب غرب و جنوب شرق کشور انجامیده و پایگاه های اجتماعی سیاست ورزی قومی را تقویت کرده است.

در این میان آقای حکمتیار که تا پیش از این بیشتر به عنوان یک رهبر جهادی دارای ایدیولوژی تندروانۀ مذهبی تلقی میشد، اما صداقت وی در بیان دیدگاه های قومگرایانه و برتری طلبانه اش ستودنی است زیرا برعکس قوم گرایان تکنوکرات‌ به وضاحت در بارۀ مناسبات قومی و زبانی و ترجیحات شخصی و سازمانی اش در این زمینه ها گپ میزند و در این اواخر حتا در نقش ترافیک زبان نیز عمل کرده است.

در فرجام بهشت برین نصیب خان محمد خان شهید بادا که با چنین بینش عمیق و درک دردمندانه از مناسبات سیاسی – قومی افغانستان سال های سال درعمل و تا ایثار جان خویش برای تامین وحدت ملی در این کشور کار و کوشش کرد و انچه در ۱۵ سال گذشته از سوی شمار زیادی از سیاست پیشه گان فاقد پایگاه های مردمی در کشور ما و در روند حکومت داری انجام داده اند، مصداق های عینی بیشماری را برای دیدگاه های آقای مجاهد ارایه میدهد که همین امر به هدر رفتن فرصت های بزرگ و ارزشمند برای بهبود وضعیت در کشور ما و همچنان گسترش چتر معافیت جنایت کاران از هر شکل و قماش آن را نیز در پی داشته است.

هدف از بیان این خاطره توجیه نارکارگی ها و ناتوانی ها و منفعت اندیشی های بزرگان حوزه مقاومت در روند اعمار صلح و تحکیم دموکراسی در افغانستان نیست، بلکه طرح این پرسش به نشانی تمامیت خواهان قومی سرمست از بادۀ انحصار طلبی تکنوکراتیک است که “بکجا چنین شتابان.”

 

برای مارمولک صفتانی که در پناه چکمه های نیرو های خارجی و مصرف پول های بادآوردۀ آنان در صدد انحصار قدرت و تسخیر ساختارهای اداری و نظامی کشور به نفع پندارهای عصبیت آمیز قومی و ذهنیت های تمامیت خواهانۀ خویش به هر صورت و به هر قیمت ممکن برآمده اند، یاد دهانی این نکته ضروری است که این ره که تو میروی به ترکستان است و برای حکومت داری به شیوۀ عبدالرحمان خان حداقل ۱۰۰ سال دیر است.

 

“فردا که وزد بر من و تو باد مهرگان

آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست”

سام سرمدی

روزنامه آرمان ملی

همچنان ببینید

نقدی بر “حاشیه های فربه تر از متن”

اشرف غنی احمدزی رئیس جمهور حکومت وحدت ملی چندی پیش طی سخنرانی خود در قول …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *