چهارشنبه ۱ عقرب ۱۳۹۸
صفحه نخست / سیاست / ثبات و امنیت در شمال در گرو تدبیر و خرد ورزی

ثبات و امنیت در شمال در گرو تدبیر و خرد ورزی

راه پیمایی هوادارن جنرال دوستم در اعتراض به پاره کردن عکس او در یکی ازچهار راهی های مزار شریف در شب نوروز امسال، به رغم نگرانی های موجود، بهطور مسالمت آمیز پایان یافت. این رویداد از یکسو بلند رفتن شعور سیاسی تظاهرکننده‎گان را به نمایش گذاشت و از جانب دیگر اعتماد مردم نسبت به هوشمندی نظامامنیتی و اداری ولایت بلخ را افزایش می‎دهد.

سال ۱۳۸۲ بود، من دانشجوی سال دوم دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل بودم. فکر می‌کردم “روز و روزگار خوب است و همه چیز بر وفق مراد. طالبان شکست خورده بودند، سیل جوانان اعم از دختران و پسران به دانشگاه ها سرازیر شده بود. امید به آینده در سیما های همه مان موج می‎زد.

اداره انتقالی برای برگزاری لویه جرگه قانون اساسی آماده‎گی می‎گرفت و اوضاع ازبسیاری جهت ها روبه بهبود و امیدوار کننده بود.  در میانه های بهار همین سال، خبرهایی از جنگ میان افراد وابسته به جنرال عبدالرشید دوستم و جنرال عطا محمد نور در اطراف ولسوالی بلخ منتشر شد. ما در یک گروه ۹ نفری از دانشجویان با یک ترکیب قومی متنوع به سوی مزار و شبرغان راه افتادیم تا به زعم خود ما به هردو جنرال پیام صلح ببریم و از شان بخواهیم که از جنگ دست بکشند.

با استاد عطا که در آن زمان فرمانده قول اردوی نمبر هفت شمال بود، دیدار کردیم. او با گرمی از ما پذیرایی کرد و ما با شماری از فرماندهان و مسؤولان دولتی دربلخ هم دیدار کردیم. در شبرغان – مقر فرماندهی جنرال دوستم از ما محتاطانه پذیرایی شد. با والی وقت جوزجان و شماری از اعضای شورای مرکزی جنبش وجنبش جوانان دیدار کردیم. رئیس اداره امنیت ملی در هوتل شهرداری شبرغان در دو شبی که آنجا بودیم، برای چند دقیقه هم از ما دور نشد چون به شدت بر مامشکوک بودند و شاید به همین دلیل زمینه دیدار ما با جنرال دوستم را فراهم نکردند. البته نه استاد عطا و نه هم اطرافیان جنرال دوستم نمی‎توانستند به ما (چند تاجوان دانشجو که با هزار دشواری خود را از کابل تا شبرغان رسانده بودیم) به چشم میانجی یا حتا مشوق صلح ببینند. ما هم چنین توقعی نداشتیم، اما آنچه مسلم بود این که آنچه در آن روز ها به جنگ و درگیری های خونین انجامیده بود، بی اعتمادی وعدم تحمل پذیری بود که از تلاش دو طرف برای کسب منزلت بیشتر یا  همتسخیر اراضی به شیوه دوران جنگهای داخلی منشأ می‎گرفت. افراد متعلق به دو تن از سرداران مقاومت پیروزمندانه علیه طالبان، اکنون در برابر هم دیگر صفکشیده بودند تا قدرت شان را بر رخ همدیگر بکشند و… اما دیری نگذشت که هردو جنرال اختلافات خود را کنار گذاشته و در بیشتر از یک دهه گذشته با سیاست ورزی به دور از خشونت، نه تنها قدرت و ثروت و نفوذ اجتماعی شان نسبت به دوران جنگ های داخلی افزایش چشمگیری یافت که در سطح ملی نیز این دو جنرال پایه های ثبات افغانستان و بانک های رأی سه دور انتخابات ریاست جمهوری کشور قلمداد شده اند.1936280_10208269869596837_8298124796191955464_n

هنگامی که حامد کرزی در سال۱۳۸۴ خورشیدی، جمعه خان همدرد را به عنوان والی به جوزجان فرستاد، هر دو جنرال در برابر رویکرد های تمامیت خواهانه اوایستادند، مردم به جاده ها ریختند و دولت مرکزی مجبور شد تا همدرد را از جوزجان به کابل فرا بخواند.. . اکنون پاره کردن یکی از ده ها تصویر جنرال دوستم در شب نوروز ۱۳۹۵ توسط “افراد ناشناس” در شهر مزار شریف، بار دیگر جدال منزلت تازه‎یی را دامن زده و در نتیجه وضعیت بلخ از جهت هایی با سال ۱۳۸۲ شباهت دارد.

شماری از افراد و چهره ها که با هردو جنرال در گذشته و حال میانهء خوبی نداشته اند، درمرکز و دور دست های کشور با دامن زدن آتش تفرقه و تعصب در شمالدر صدد انحراف اذهان عامه از ناتوانی، تعلل و وقت کشی های کشنده در پیوند با اصلاحات انتخاباتی، توزیع شناسنامه الکترونیک و گفتمان تغییر نظام اند. طراحان پروژه انتقال بحران و بی ثباتی به شمال نیز فرصت و زمینه خوبی بدست آورده اند تا با “شیطنت های دلسوزانه” و “تفرقه افگنی های مدبرانه” رویای تکرار فاجعه سال پار کندز و دند‌غوری را برای تمام شمال کشور در سر بپرورانند. هردو جنرال به خوبی می‎دانند که بسیاری از جنگ های میانگروهی مجاهدین، در نتیجه شلیک مرمی یا خمپارهء دستگاه استخبارات دولت کمونیستی آغاز می‎شده است و ممکن است طرح پاره کردن تصویر جنرال دوستم و غایلهء نارنجی رنگ پس از آن هم از کاخ های توطئه و ترور سازمان دهی شده باشد. آنچه مسلم به نظر می رسد این‎که، مردم ما از مرحله‎یی که به جای طرح مطالبات برحق شان، بخاطر جدال های منزلتی افراد به جان هم بیافتند، عبور کرده اند. همه ما چه به عنوان گروه های قومی و چه به عنوان یک ملت، با چالش های فزاینده‎یی روبرو استیم و دشمنان مشترک ما مصمم تر و ابزارمند تر از هر زمان دیگری برای بر اندازی نظام تلاش می‎کنند.

در چنین وضعیتی لازم است تا این دو جنرال کارکشته و با نفوذ خود به میدان بیایند و با تدبیر و خردورزی به این غایله نقطه پایان بگذارند. در کنار این، رهبری دولت وحدت ملی باید به این امر توجه داشته باشد که بازی با احساسات مردم از ورای انگیزش عصبیت های قومی خطرناک ترین حربه یی است که کاربرد عریان و بی باکانة آن در مهندسی انتخابات ۹۳ و به نبست سیاسی پس از آن، افغانستان را تا مرز بحران و بی ثباتی پیش برد. اگر در وضعیت کنونی کسی یا کسانی در بدنه نظام یا بیرون از آن در صدد شکار کردن ماهی های دلخواه از آب گل آلود شمال کشور از ورای انگیزش عصبیت های قومی اند، باید بدانند که راه پیمایی امروز هواداران جنرال دوستم و عطا محمد نور در مزار شریف نشان داد که به رغم چالش‎ها و نگرانی‎های موجود از ورای بازی های پیچیده و مافیای سیاسی که برای ناامن سازی شمال کشور از زاویه های مختلف راه اندازی می‎شود، خرد جمعی و آگاهی های شهروندی پرورده شده در ۱۴ سال گذشته زیاد هم با جنگ، خشونت و تمامیت خواهی میانه یی ندارد و از جانب دیگر اگر این اختلافات به رویارویی خشونت آمیز بیانجامد، این موج به دیگر بخش های کشور نیز سرایت خواهد کرد و آنگاه همة ما به عنوان یک ملت در حال شدن، بازنده خواهیم شد.

همان گونه که در سطح ملی جنگ تمامیت خواهی ها بار ها به بنبست رسیده و کشور را دچار بحران های پیهم کرده است؛ در سطح شمال کشور جدال های منزلتی مفهوم و محتوای پارینه را از دست داده است.

آنچه دیروز در مزار شریف گذشت پیام های واضحی به تمامی طرف ها داشت:

۱- ممکن است مردم در این حوزه به خاطر افراد و چهره های محبوب شان به جاده ها سرازیر شوند. اما کمتر کسی حاضر است به خاطر جدال های منزلتی افراد دست به خشونت و اسلحه ببرد. اگر هم ببرد نتیجه یی بجز از انزوا و بدنامی خود و فرد مورد حمایتش نخواهند گرفت.

۲- برغم چالش های سیاسی و ساختاری موجود در شمال کشور و جدا از حب و بغض ها و رقابت های ناسالم موجود میان چهره های با نفوذ در این حوزه؛ هوشمندی نظام امنیتی و حاکمیت اداره ملکی ولایت بلخ بر اوضاع در مواقع اضطراری الگوی خوبی به دیگر ولایت های کشور تلقی شده میتواند.

۳- بهره برداری از رقابت ها و حتا رویارویی های چهره های بانفوذ حوزه مقاومت مانند جنرال دوستم و جنرال نور؛ برای افراد و گروه های فاقد پایگاه مردمی در شمال کشور کار ساده یی نیست. در کنار اینکه جدال های هویتی و منزلتی در شمال برنده ندارد؛ توطیه های سازماندهی شده از مرکز برای تضعیف این چهره ها در اذهان مردم میتواند نتایج معکوس به بار بیاورد و نظم نیم بند کنونی در کابل را به مخاطره های جدی روبرو سازد.

۴- شعور اجتماعی مردم در شمال کشور بجایی رسیده است که حربه های کلاسیک تحریک احساسات و عصبیت های قومی؛ متن های تحریک کنندهء فیسبوکی و غوغاسالاری بد ترین نوع دفاع یا جانب داری از چهره های مطرح سیاسی در شمال کشور محسوب میشود. این رویکرد همان گونه که در چند سال گذشته شماری زیادی از تازه بدوران رسیده های بیخبر از متن جامعه را از صحنه سیاسی کشور طرد کرد؛ پس از پاره شدن عکس جنرال دوستم در مزارشریف نیز تمایل افراطی شماری از جوانان و اطرافیان چهره های با نفوذ برای موج سواری به هر قیمت ممکن را به نمایش گذاشت و اینکه کاربرد ادبیات شعارگونهء دهه های بحران نتیجه یی بجر از انزوا و سرخوردگی سرایندگان این ادبیات در پی نخواهد داشت.

۵- تفوذ و اقتدار هر دو جنرال که هر کدام در مواقعی ناقض حقوق بشر و مانع تحقق state buitding به شیوه یی که تمامیت خواهی را در لباس خوشرنگ تکنوکراسی غربی بر افغانستان تحمیل کند؛ معرفی شده اند؛ دستکم در شمال کشور غیر قابل انکار است. این امر رهبری دولت وحدت ملی را به برخورد هوشمندانه و زیرکانه با اتفاقاتی از نوع آنچه در شب نوروز و پس از آن در مزار شریف رخ داد؛ فرا میخواند. زیرا امروزه جرقه یی که در مزار ایجاد شود؛ زبانه های آن در گام نخست؛ از فاریاب تا کرانه های پامیر در بدخشان سر برخواهد آورد و در گام بعدی بغض های فروکوفته را در کابل و هرات و قندهار نیز خواهد ترکاند..

حشمت رادفر

Print Friendly, PDF & Email

همچنان ببینید

کابوس انزوای افغانستان و دیپلماسی “حضور فعال” داکتر عبدالله در نیویارک

حشمت رادفر، مشاوره امور رسانه یی ریاست اجراییه افغانستان ماه سپتامبر هرسال که نیویارک میزبان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *